الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
112
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
شخص عملى را انجام داد و يا سخنى را گفت و يا عقيدهاى را داشت با اين حال امام سكوت كند و جلوگيرى نكند . دوم . اين سكوت همراه با وسعت معصوم باشد ؛ يعنى امام در شرايطى باشد كه متمكن باشد از اعلام خطاى فاعل يا قائل و در مضيقه نباشد و در وسعت بودن به يكى از دو صورت است : 1 . وقت بيان مضيق نباشد ؛ يعنى طورى باشد كه امام عليه السّلام فرصت اعلام و تنبيه داشته باشد اما اگر عمل به صورت ضرب الأجل و فورى انجام گرفت و مهلت ابلاغ و بيان حق نبود و بيان نشد اين سكوت علامت رضايت نيست . 2 . مانعى فراراه امام از بيان حق نباشد و الا سكوت با وجود مانع باز علامت رضا نيست و موانع چند امر است : الف . خوف امام بر جان خودش ، ب . خوف امام بر جان شيعيانش ( تقية ) ، ج . مايوس بودن امام از تأثير اين ارشاد در آن فاعل ، د . مصالح ديگرى از قبيل تدرج احكام كه در صدر اسلام اگر از روز اول اسلام مىگفت شرب خمر حرام است چهبسا بسيارى از مردم تسليم نمىشدند و از اسلام گريزان مىشدند ، ولى بعدها آرامآرام حكم را به گوش آنها رساند . 4 . اندازهء دلالت تقرير تا كجاست ؟ اگر عملى كه انجام گرفته چنانچه در آن احتمال حرمت داده مىشد مثلا احتمال مىداديم كه استعمال دخانيات حرام باشد در اينجا سكوت امام عليه السّلام دلالت بر جواز و حليت آن فعل دارد و يا اگر شخص عبادت يا معاملهاى را انجام داد و امام سكوت نمود اين سكوت به معناى آن است كه اين عبادت يا معامله با همين كيفيت مشروع است و صحيح نه فاسد و باطل . دليل مطلب : اگر در مثال اول در واقع و نفس الأمر استعمال دخانيات حرام بود و يا در مثال دوم خللى در اين عمل وجود مىداشت بر معصوم واجب بود كه فاعل را از اين فعل بازدارد و او را متنبه سازد از باب امر به معروف و نهى از منكر و يا از باب تعليم و ارشاد جاهل اگر فاعل عالما و عامدا چنين خلافى كرد بر امام واجب است از باب نهى از منكر جلوى او را بگيرد و اگر جاهل به حكم مرتكب خطا شد بر امام لازم